| نگه کن زده صف دو انبوه لشکر |
|
نگه کن زده صف دو انبوه لشکر
|
|
یکی را یکی ایستاده برابر
|
|
نه آن جای این را نه این جای آن را
|
|
بگردند هردو به هردو صف اندر
|
|
به دو سوی صف دو برادر مبارز
|
|
ابا هر یکی پنج فرزند در خور
|
|
رسولی شغب کو میان دو صفشان
|
|
دوان زین برادر سوی آن برادر
|
|
رسولی که پیغام او از پس او
|
|
همی ماند اندر میان دو لشکر
|
|
کنند آتشی هر دو لشکر ولیکن
|
|
همه روی بر روی بنهند یکسر
|
| |  |
 | |