| خیز و به ناز جلوه ده قامت دلنواز را |
|
خیز و به ناز جلوه ده قامت دلنواز را
|
|
چون قد خود بلند کن پایهی قدر ناز را
|
|
عشوه پرست من بیا، می زده مست و کف زنان
|
|
حسن تو پرده گو بدر پردگیان راز را
|
|
عرض فروغ چون دهد مشعلهی جمال تو
|
|
قصه به کوتهی کشد شمع زبان دراز را
|
|
آن مژه کشت عالمی تا به کرشمه نصب شد
|
|
وای اگر عمل دهی چشم کرشمه ساز را
|
|
نیمکتش تغافلم کار تمام ناشده
|
|
نیم نظر اجازه ده نرگس نیم باز را
|
|
وعدهی جلوه چون دهی قدوهی اهل صومعه
|
|
در ره انتظار تو فوت کند نماز را
|
|
وحشیم و جریده رو کعبهی عشق مقصدم
|
|
بدرقه اشک و آه من قافلهی نیاز را
|
| |  |
 | |