| ننموده استخوان ز تن ناتوان مرا |
|
ننموده استخوان ز تن ناتوان مرا
|
|
پیدا شده فتیلهی زخم پنهان مرا
|
|
تا زد به نام من غم او قرعهی جنون
|
|
شد پاره پاره قرعه صفت استخوان مرا
|
|
عمری به سر سبوی حریفان کشیدهام
|
|
هرگز ندیده است کسی سرگران مرا
|
|
از یک نفس برآر ز من دود شمعسان
|
|
نبود اگر به بزم تو ، بند زبان مرا
|
|
وحشی ببین که یار به عشرت سرا نشست
|
|
بیرون در گذاشت به حال سگان مرا
|
| |  |
 | |