| به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست |
|
به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست
|
|
وفا مصاحب دیرینهی محبت ماست
|
|
تو و خلاف مروت خدا نگه دارد
|
|
به ما جفای تو از بخت بی مروت ماست
|
|
بسا گدا به شهان نرد عشق باختهاند
|
|
به ما مخند که این رسم بد نه بدعت ماست
|
|
به دیگری نگذاریم ، مردهایم مگر
|
|
نشان تیر تغافل شدن که خدمت ماست
|
|
تویی که عزت ما میبری به کم محلی
|
|
و گرنه خواری عشقت هلاک صحبت ماست
|
|
به دعوی آمده بودیم چاشنی کردیم
|
|
کمان ، تو نه به بازوی صبر و طاقت ماست
|
|
هزار بنده چو وحشی خرید و کرد آزاد
|
|
کند مضایقه از یک نگه که قیمت ماست
|
| |  |
 | |