| بازم زبان شکر به جنبش درآمدست |
|
بازم زبان شکر به جنبش درآمدست
|
|
نیشکر امید ز باغم بر آمدست
|
|
آن دولتی که میطلبیدیم در به در
|
|
پرسیده راه خانه و خود بر در آمدست
|
|
ای سینه زنگ بسته دلی داشتی کجاست
|
|
آیینهات بیار که روشنگر آمدست
|
|
تا بامداد کوس بشارت زدیم دوش
|
|
غم را ازین شکست که بر لشکر آمدست
|
|
از من دهید مژده به مرغ شکر پرست
|
|
کاینک ز راه قافلهی شکر آمدست
|
|
وحشی تو هرگز اینهمه شادی نداشتی
|
|
گویا دروغهای منت باور آمدست
|
| |  |
 | |