| خوش صید غافلی به سر تیر آمدست |
|
خوش صید غافلی به سر تیر آمدست
|
|
زه کن کمان ناز که نخجیر آمدست
|
|
روزی به کار تیغ تو آید نگاه دار
|
|
این گردنی که در خم زنجیر آمدست
|
|
کو عشق تا شوند همه معترف به عجز
|
|
اول خرد که از پی تدبیر آمدست
|
|
عشقی که ما دو اسبه ازو میگریختیم
|
|
اینست کامدست و عنانگیر آمدست
|
|
ملک دل مرا که سواری بس است عشق
|
|
با یکجهان سپاه به تسخیر آمدست
|
|
در خاره کندهاند حریفان به حکم عشق
|
|
جویی که چند فرسخ از آن شیر آمدست
|
|
بی لطفیی به حال تو دیدم که سوختم
|
|
وحشی بگو که از توچه تقصیر آمدست
|
| |  |
 | |