| از تو همین تواضع عامی مرا بس است |
|
از تو همین تواضع عامی مرا بس است
|
|
در هفتهای جواب سلامی مرا بس است
|
|
نی صدر وصل خواهم و نی پیشگاه قرب
|
|
همراهی تو یک دو سه گامی مرا بس است
|
|
بیهوده گرد عرصهی جولانگه توام
|
|
گاهی کرشمهای و خرامی مرا بس است
|
|
خمخانهای نمیطلبم از شراب وصل
|
|
یک قطره بازمانده جامی مرا بس است
|
|
وحشی مگو، بگو سگ کو ، بلکه خاک راه
|
|
یعنی ز تو نوازش مامی مرا بس است
|
| |  |
 | |