| یک التفات ز فرماندهان نازم نیست |
|
یک التفات ز فرماندهان نازم نیست
|
|
ز دور رخصت یک سجدهی نیازم نیست
|
|
منه به گوشهی طاق بلند استغنا
|
|
کلید وصل ، که دستی چنان درازم نیست
|
|
خلاف عادت پروانه خواهد از من شمع
|
|
و گرنه ز آتش سوزنده احترازم نیست
|
|
مرا به کنگرهی وصل او صلا مزنید
|
|
که آن پری که شما دیدهاید بازم نیست
|
|
حدیث ترک وفا گو زبان به صرفه بگو
|
|
که اعتماد بر این صبر حیله سازم نیست
|
|
صلاح کار در انکار عشق بینم لیک
|
|
تحملی که بود پرده پوش رازم نیست
|
| |  |
 | |