| چه لطفها که در این شیوه نهانی نیست |
|
چه لطفها که در این شیوه نهانی نیست
|
|
عنایتی که تو داری به من بیانی نیست
|
|
کرشمه گرم سال است ، لب مکن رنجه
|
|
که احتیاج به پرسیدن زبانی نیست
|
|
رموز کشف و کرامات سالکان طریق
|
|
ورای رمز شناسی و نکته دانی نیست
|
|
به هر که خواه نشین گر چه این نه شیوه تست
|
|
که از تو در دل ما راه بدگمانی نیست
|
|
مرا ز کیش محبت همین پسند افتاد
|
|
که گر چه هست سد آواز سرگرانی نیست
|
|
تو خون مردهی وحشی چرا نمیریزی
|
|
بریز تا برود ، آب زندگانی نیست
|
| |  |
 | |