| تا به آخر نفسم ترک تو در خاطر نیست |
|
تا به آخر نفسم ترک تو در خاطر نیست
|
|
عشق خود نیست اگر تا نفس آخر نیست
|
|
اثر شیوهی منظور کند هر چه کند
|
|
میل این فتنه نخست از طرف ناظر نیست
|
|
عیب مجنون مکن ای منکر لیلی که ز دور
|
|
حالتی هست که آن بر همه کس ظاهر نیست
|
|
دیده گستاخ نگاهست بر آن مست غرور
|
|
در کمینگاه نظر غمزه مگر حاضر نیست
|
|
همه جا جلوه حسن تو و مشتاق وصال
|
|
همه تن دیده و بر نیم نظر قادر نیست
|
|
وحشی آن چشم کزو نیست ترا پای گریز
|
|
بست چون پای تو بی سلسله گر ساحر نیست
|
| |  |
 | |