| عاشق یکرنگ را یار وفادار هست |
|
عاشق یکرنگ را یار وفادار هست
|
|
بنده شایسته نیست ورنه خریدارهست
|
|
میرسدت ای پسر بر همه کس ناز کن
|
|
حسن و جمال ترا ناز تو در کارهست
|
|
گر چه لبت میدهد مژده حلوای صبح
|
|
مانده همان زهر چشم تلخی گفتار هست
|
|
لازمهی عاشقیست رفتن و دیدن ز دور
|
|
ورنه ز نزدیک هم رخصت دیدار هست
|
|
وحشی اگر رحم نیست در دل او گو مباش
|
|
شکر که جان ترا طاقت آزار هست
|
| |  |
 | |