| خوش آن کو غنچه سان با گلعذاری همنشین باشد |
|
خوش آن کو غنچه سان با گلعذاری همنشین باشد
|
|
صراحی در بغل جام میش در آستین باشد
|
|
ز دستت هر چه میمد به ارباب وفا کردی
|
|
نکردی هیچ تقصیری وفاداری همین باشد
|
|
رقیبا میدهی بیمم که دارد قصد خون ریزیت
|
|
ازین بهتر چه خواهد بود یا رب اینچنین باشد
|
|
کجا گفتن توان شرح غم محمل نشین خود
|
|
اگر همچون جرس ما را زبان آهنین باشد
|
|
به هر ویرانه کانجا وحشی دیوانه جا گیرد
|
|
ز هر سو دامنی پرسنگ طفلی در کمین دارد
|
| |  |
 | |