| در اول عشق و جنون آهم ز گردون بگذرد |
|
در اول عشق و جنون آهم ز گردون بگذرد
|
|
آغاز کردم اینچنین، انجام آن چون بگذرد
|
|
لیلی که شد مجنون ازو دور از خرد سد مرحله
|
|
کو تا ز عشق روی تو سد ره ز مجنون بگذرد
|
|
ای آنکه پرسی حال من وه چون بود حال کسی
|
|
کزدیده هر دم بر رخش سد جدول خون بگذرد
|
|
از دل برآید شعلهای کاتش به عالم در زند
|
|
هر گه که در خاطر مرا آن جامه گلگون بگذرد
|
|
وحشی که شد گوهرفشان در وصف عقد گوهرش
|
|
نبود عجب کز نظم او از در مکنون بگذرد
|
| |  |
 | |