| ز عشق من به تو اغیار بدگمان شدهاند |
|
ز عشق من به تو اغیار بدگمان شدهاند
|
|
کرشمههای نهان را نگاهبان شدهاند
|
|
حمایتی که حریفان بزم در بد من
|
|
تمام متفق و جمله همزبان شدهاند
|
|
عجب که بادهی رشکی نمیرود در جام
|
|
که سخت مجلسیان تو سرگران شدهاند
|
|
رقابت است که چو در دلی به کینه نشست
|
|
کسی ندید که من بعد مهربان شدهاند
|
|
همه برای تو دارند نکتهها وحشی
|
|
جماعتی ز حریفان که نکته دان شدهاند
|
| |  |
 | |