| شرح ضعفم از سگان آستان خود بپرس |
|
شرح ضعفم از سگان آستان خود بپرس
|
|
از کسان یک بار حال ناتوان خود بپرس
|
|
شب به کویت مردمان را نیست خواب از دیدهام
|
|
گر زمن باور نداری از سگان خود بپرس
|
|
شرح دردم از زبان غیر پرسیدن چرا
|
|
میکنی چون لطف باری از زبان خود بپرس
|
|
دور از آن کو تا به کی باشی دلا بی خان ومان
|
|
این چه اوقاتست راه خان و مان خود بپرس
|
|
حال بیماران خود هرگز نمیپرسد چرا
|
|
وحشی این حال از مه نامهربان خود بپرس
|
| |  |
 | |