| ما در مقام صبر فشردیم گام خویش |
|
ما در مقام صبر فشردیم گام خویش
|
|
یک گام آنطرف ننهیم از مقام خویش
|
|
این مرغ تنگ حوصله را دانهای بس است
|
|
صیاد ما به دانه چه آراست دام خویش
|
|
فارغ نشین که حسن به هر جا که جلوه کرد
|
|
مخصوص هیچکس نکند لطف عام خویش
|
|
دل شد کبوتر لب بامی که سد رهش
|
|
سازند دور و باز نشیند به بام خویش
|
|
وحشی رمیدهایست که رامش کسی نساخت
|
|
آهوی دشت را نتوان ساخت رام خویش
|
| |  |
 | |