| مستحق کشتنم خود قائلم زارم بکش |
|
مستحق کشتنم خود قائلم زارم بکش
|
|
بی گنه میکشتیم ، اکنون گنهکارم بکش
|
|
تیغ بیرحمی بکش اول زبانم را ببر
|
|
پس بیازار و پس از حرمان بسیارم بکش
|
|
جرم میآید زمن تا عفو میآید ز تو
|
|
رحم را حدیست ، از حد رفت ، این بارم بکش
|
|
وحشیم من کشتن من اینکه رویت بنگرم
|
|
روی خود بنما و از شادی دیدارم بکش
|
| |  |
 | |