| کی تبسم دور از آن شیرین تکلم میکنم |
|
کی تبسم دور از آن شیرین تکلم میکنم
|
|
زهر خند است این که پنداری تبسم میکنم
|
|
در میان اشک شادی گم شدم روز وصال
|
|
اینچنین روزی که دیدم خویش را گم میکنم
|
|
با من آواره مردم تا به کشتن همرهند
|
|
من نمیدانم چه بیراهی به مردم میکنم
|
|
چهره پرخاکستر از گلخن برون خواهم دوید
|
|
هر چه خواهد کوهکن تا من تظلم میکنم
|
|
تکیه بر محراب دارد عابد و زاهد به زهد
|
|
وحشی دردی کشم من تکیه بر خم میکنم
|
| |  |
 | |