| هست هنوز ماه من چشم و چراغ دیگران |
|
هست هنوز ماه من چشم و چراغ دیگران
|
|
سبزهی او هنوز به از گل باغ دیگران
|
|
خلق روان به هر طرف بهر سراغ یار من
|
|
بیهده من چرا روم بهر سراغ دیگران
|
|
رسته گلم ز بام و در جای دگر چرا روم
|
|
با گل خود چه میکنم سبزهی باغ دیگران
|
|
من که میسرم شود صافی جام او چرا
|
|
در دل خود کنم گره درد ایاغ دیگران
|
|
وحشی از او علاج کن سوز درون خویش را
|
|
فایده چیست سوختن از تف داغ دیگران
|
| |  |
 | |