| فراغت بایدت جا در سر کوی قناعت کن |
|
فراغت بایدت جا در سر کوی قناعت کن
|
|
سر کوی قناعت گیر تا باشی فراغت کن
|
|
به چندین گنج رنج و محنت عالم نمیارزد
|
|
چرا باید کشیدن رنج عالم ترک راحت کن
|
|
اگر خواهی که هر دشوار آسان بگذرد بر تو
|
|
خدنگ جور گردون را لقب سهم سعادت کن
|
|
ازین بی همتان خواریست حاصل اهل حاجت را
|
|
اگر خواهی که خود را خوارسازی عرض حاجت کن
|
|
اگر کوتاه خواهی از گریبان دست غم وحشی
|
|
چو من با کسوت عریان تنی خوگیر و عادت کن
|
| |  |
 | |