| زینسان که تند میگذرد خوشخرام من |
|
زینسان که تند میگذرد خوشخرام من
|
|
کی ملتفت شود به جواب سلام من
|
|
گفتم بگو از آن لب شیرین حکایتی
|
|
سد تلخ گفت دلبر شیرین کلام من
|
|
آن شمع گر ز سوز دل من خبر نداشت
|
|
بهر چه بر فروخت چو بشنید نام من
|
|
کامی نیافتم ز لب او به بوسه ای
|
|
هر گز نبود آن لب شیرین به کام من
|
|
وحشی غزال من که به من آرمیده بود
|
|
وحشی چنان نشد که شود باز رام من
|
| |  |
 | |