| خوش است چشم به چشم تو و نگاه نهانی |
|
خوش است چشم به چشم تو و نگاه نهانی
|
|
رسالت دل و جان سوی هم ز راه نهانی
|
|
کرشمهی تو ز بس باشدش برای اجابت
|
|
دعای زیر لب اندر میان آه نهانی
|
|
تو خوش نشسته به تمکین و حسن از تو نهفته
|
|
به جلوه بهر فریبم به جلوهگاه نهانی
|
|
چه روزگار خوش است آن برای رفع مظنه
|
|
عتاب ظاهر و سد لطف و عذر خواه نهانی
|
|
به غارت دل ما تاخت غمزه وای اسیری
|
|
کش از کمین بدرآیند آن سپاه نهانی
|
|
به جرم دیدن پنهان بکش به فتوی نازم
|
|
که کشتنی نشود کس سگ گناه نهانی
|
|
ز خون وحشی اگر منکری نگاه به من کن
|
|
که بگذارنم از آن چشم سد گواه نهانی
|
| |  |
 | |